تبليغاتX
سه هزارویک موضوع تابه تا در ستاره باران

سه هزارویک موضوع تابه تا در ستاره باران

ستاره باران يك مجله اينترنتي است با موضوعات مختلف و مفيد براي تمام افراد خانواده

میلاد امام زمان

بيا كه بى تو...

بيا كه بى‏تو نه سحر را لطافتى است و نه صبح را صداقتى؛ كه سحر به شبنم لطف تو بيدار مى‏شود و صبح به سلام تو از جا بر مى‏خيزد.

بيا كه بى‏تو آينه‏ها، زنگار غربت گرفته‏اند و قطار آشنايى‏ها، فرياد غريبى مى‏كشد، هيچ كس حريم اطلسى‏ها را پاس نمى‏دارد و بر داغ لاله‏ها مرهم نمى‏گذارد. بيا كه بى‏تو قنوت شاخه‏ها، اجابتى جز غروب تلخ خزان ندارد.

بيا كه بى‏تو كدام دست مهر، سرشك غم از ديدگان يتيمان بر مى‏گيرد؟ و كجاست آغوش مهربانى كه دل‏هاى زخمى را به ضيافت ابريشمى بخواند.

بيا كه بى‏تو آسمان دلم اسير تيرگى هاست و هرگز ستاره اميد در برج اقبال، رحل خوش بختى نمى‏افكند.

اى آبِ آب، رودخانه‏ها عطش ديدار تو را دارند و در بستر انتظار به سوى درياى ظهور تو شتابان‏اند.

قامتى به استوارى كوه، دلى به بى‏كرانگى دريا، طراوتى به لطافت سبزينه‏ها، سينه‏اى به فراخى آسمان‏ها و صميميتى به گرمى خورشيد بايد تا تو را خواند و كاروان دل‏ها را به منزلگاه اميد كشاند. اين همه را كه اندكى بيش نيست، از دل شكسته‏ترين منتظران تاريخ دريغ مدار، كه ظهور تو اجابت دعاى ماست.

                  میلاد امام زمان(ع) بر همگان مبارکباد


نوشته شده توسط ستاره باران در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت | لینک ثابت |

استجابت دعا
 

            راه استجابت دعا  چرا برخی دعاها مستجاب نمی شود

                         

                     برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید         


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |

زینب کبری
 

 

ولادت باسعادت

حضرت زينب كبرى(س)

پرستار زخم هاى عاشورا مبارك باد

نوشته شده توسط ستاره باران در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |

ماء الشعیرهایی که الکل دارند
 

                نظر مراجع و علما در مورد ماء الشعیرهایی که الکل دارند

                        

                         برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید              


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |

فاطمه
برای بانو فاطمه زهرا (س)

چه می شد نازنين در فال من بودی که می خواهد ترا ؟ کاش مال من بودی
مرا کردی اسيرت فصل پيری، کاش به فصل کودکی همسال من بودی




نوشته شده توسط ستاره باران در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |

فاطيما
 

                                                                       فاطیمایی به نام مریم

                          فاطيما  

               براي ديدن متن به ادامه مطلب برويد      


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |

پروردگار
 

در آغاز سال نو به تو پناه مي آوريم اي پروردگار.....

پروردگارا!
به درگاه تو پناه می‌آورم و تو نيز پناهم بخش تا موجودی آزمند و خويشتن دوست نباشم.
مگذار که صولت خشم، حصار بردباری مرا در هم بشکند و حمله‌ی حسد، مناعت فطرت مرا به خفت و مذلت فروکشاند.

پروردگارا!
از خصلت طمع که دنائت آورد و آبرو ببرد؛
از بدخويی که دل دوستان بشکند و به دشمنان نشاط و نيرو بخشد؛
از لجاج شهوت که همت‌های بلند را پست سازد و دامن عفاف و عصمت چاک زند به درگاه تو پناه می‌آورم.

پروردگارا!
روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم و در ظلمات جهل و ضلال، از چراغ هدايت به دور افتم و بيغوله را از شاهراه بازنشناسم.
روا مدار که به خواب غفلت فروافتم و کيفر غفلت خويش بينم.
و همچنان روا مدار که طاعت اندک خويش را بسيار بينم و به خويشتن ببالم و گردن استکبار و افتخار برفرازم و به کيفر اين خودبينی و خودپسندی از ادراک فضايل و مکارم فرومانم.

پروردگارا!
به تو پناه می‌آورم که از آنچه نمی‌دانم سخن بگويم و راه جويان را همچون خويشتن در تيه گمراهی و ضلالت سرگردان سازم.

خدايا!
به درگاه تو پناه می آوريم که همچون فرومايگان از کار و کردار خويش راضی باشيم و در برابر ديگران گردنکشانه لب به خودستايی بگشاييم.

الهی!
روا مدار که پنهان ما از پيدای ما ناستوده‌تر باشد و در ورای صورت آراسته‌ی ما سيرتی زشت و ناهموار نهفته باشد.

یا ارحم الراحمين

صحيفه‌ی سجاديه (جواد فاضل)


نوشته شده توسط ستاره باران در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت

رحلت پیامبر
 

رحلت جانگداز
پيامبررحمت محمدمصطفى(ص)وشهادت جانسوزكريم اهل بيت
امام حسن مجتبى(ع) وثامن الحجج امام رضا(ع)راتسليت مى گوييم

351708.jpg

پرتوى از سيره و سيماى محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)

برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت

سجده
 

                    آموخته های جدید در مورد سجده

                                

                برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید

                              


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت | لینک ثابت |

فشار قبر
                     

                          فشار قبر و راه‌های رهايی از آن ...

                          شب اول قبر

                         برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت | لینک ثابت |

معجزه قرآن
 

                                        

تقویت سیستم دفاعی بدن با شنيدن قرآن
برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت | لینک ثابت |

تسليت
 

                               تاسوعا و عاشوراى حسينى 

                             را بر عموم آزادگان جهان

                                تسليت مى گوييم

 


نوشته شده توسط ستاره باران در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت | لینک ثابت |

عاشورا
342255.jpg
چه سرى دارد عاشورا كه هر چه زمان پيش مى رود، عظمت و شكوهش افزون مى شود؟ چه رازى است در نام حسين (ع) كه هر چه كتاب تاريخ قطور تر مى گردد، آوازه اش در جهان پرطنين تر مى شود؟ در پس اين قرون طولانى كه از يوم العظيم عاشورا مى گذرد، حوادث و وقايع زيادى در پهنه گيتى رخ داده كه يك چندى در اذهان و افواه جلوه داشته اند اما اندك زمانى بعد در گرد و غبار تاريخ به بوته نسيان و فراموشى سپرده شده اند. اما كاروان ۱۴۰۰ ساله حسين(ع) و عاشورا و كربلا هر چه در دل زمان پيش مى رود، جلوه بيشترى مى يابد و بر همراهان اين كاروان افزوده مى شود.
به راستى رمز و راز اين پايايى و مانايى چيست؟
پاسخ به اين سؤال را شايد بتوان در پيام نهفته در اين كلام يافت كه: كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.
همه روز ها عاشورا و همه زمين  ها كربلاست!
عاشورا يعنى تمام تاريخ، كربلا يعنى صحنه اى كه تاريخ بر او گذشته و تاريخ، عرصه نبرد بى پايان دو جبهه حق و باطل است.
هر صفحه از تاريخ را كه ورق بزنيم، محال است گوشه اى از اين نبرد را در آن مشاهده نكنيم. چه تاريخ شاهان و سلاطين، چه تاريخ عوام و توده ها. اصلاً رويارويى حزب الله و حزب شيطان تقدير تاريخ انسان ها. و عاشورا نماد اين تاريخ طولانى و پرفراز و نشيب است.
عاشورا يعنى تمام حق در برابر تمام باطل. هر آنچه فطرت انسانى خوب مى شمارد در يك جبهه است: جبهه حسين(ع) و هر آنچه عقل و دل بشر بدى و شرارت مى داند در جبهه مقابل: جبهه يزيد.
شمار لشگر حسين (ع) اندك است: ۷۲ تن. اما مجموع خصائل بشرى در اين جبهه كم شمار جمع است: ايمان، راستى، ايثار، جوانمردى، توكل، صبر، وفا، شجاعت، توبه و...
اين لشگر كوچك، لشگر الگوهاست: ابوالفضل العباس، زينب ، على اكبر، قاسم، حبيب بن مظاهر، حر رياحى، على اصغر. براى همه، از زن و مرد، پير و جوان و نوجوان و حتى شيرخواره الگو هست و نيز براى آنها كه به نداى فطرت از جبهه باطل به سوى جبهه حق بازمى گردند.
و لشگر يزيد، نماد همه رذايل و تمام صفاتى است كه فطرت بشر آن را مذموم مى شمارد: عهدشكنى، بى وفايى، دروغ، ناجوانمردى، ترس، طمع، خباثت، بى رحمى و...
راز مانايى نام و آوازه حسين (ع) و عاشورا همين است. هر كس در هر زمان و مكانى اگر بخواهد عصاره تاريخ بشريت و جنگ ديرپاى حق و باطل را تمام عيار به تماشا بنشيند، بايد به يوم الواقعه عاشورا رجوع كند و آنچه ميان دو جبهه حسين(ع) و يزيد گذشت را با دقت ببيند و بخواند.
عاشورا، تاريخى است كه به اسطوره تبديل شده است. اسطوره پايدارى حق در برابر باطل. اسطوره اى كه تا به ابد در ذهن و روح حق طلبان جهان جاودانه است.
اين هزاران بيرق سياهى كه هر ساله در محرم و عاشورا برافراشته مى شود و اين ميليون  ها دستى كه بالا مى رود و به نشانه بيعت با حسين(ع) بر سينه هاى عاشق فرود مى آيد؛ يك جلوه از روح ماناى عاشوراست. تاريخ بايد بسيار پيش تر رود تا جلوه هاى ديگر نمايان شود.

نوشته شده توسط ستاره باران در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت | لینک ثابت |

امام حسین ازنگاه مولوی
 

امام حسين(ع) از نگاه مولوي
برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت | لینک ثابت |

فرارسیدن محرم

 سلام بر حسين (ع) و سلام بر محرم

شباهت های امام حسین(ع) و حضرت عیسی(ع)

                                   عاشورا همه دلدادگی و عشق به معبود است

   


قرآن کریم از زبان حضرت عیسی علیه السلام می فرماید:
«قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً وجعلنی مبارکا این‏ ما کنت و اوصانی بالصلوة و الزکوة ما دمت حیا، و براً بوالدتی و لم‏ یجعلنی جبارا شقیا، والسلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا» (سوره مریم، آیات 30 - 33)

ترجمه: (عیسی فرمود:) من بنده خدایم، به من‏ کتاب داده و پیامبر ساخته است. و مرا هر جا که باشم مبارک گردانده، و مرا تا تا زنده‏ام به نماز و زکات سفارش فرموده است. و مرا نیکوکار به پدر و مادر قرار داده و جبار و شقی نساخته است. و درود بر من روزی‏ که به دنیا آمدم و روزی که می‏میرم و روزی که زنده برانگیخته می‏شوم.

بین حضرت عیسی در مسیحیت و امام حسین علیه السلام در امت اسلام وجه‏ شباهت هایی هست.

  • از جهت مادر
از آن جمله از حیث مادر که هم حضرت مریم علیهاالسلام «سیدة النساء» (سرور زنان) است‏ و هم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام

درباره حضرت مریم قرآن می‏فرماید: «و اذ قالت‏ الملائکة یا مریم ان الله اصطفیک و طهرک و اصطفیک علی نساء العالمین» (سوره آل عمران، آیه 42)
ترجمه: و آنگاه که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزیده و پاکیزه ساخته و بر تمام زنان جهان (زمان خودت) برتری داده است.

در احادیث نیز وارد شده که نظیر این خطاب برای حضرت زهرا واقع شده است.

شاعر می‏گوید:
فان مریم احصنت فرجها ***و جاءت بعیسی کبدر الدجی
فقد احصنت فاطم وجهها ***و جاءت بسبطی نبی الهدی

یعنی مریم دامن خویش از آلودگی نگه داشت و عیسی را که ماه تابان‏ شبهای تار است به دنیا آورد.
فاطمه نیز روی خود را «از غیر خدا» بازداشت و دو نواده پیامبر هدایت را به دنیا آورد.

مریم، صدیقه آن امت است: «ما المسیح ابن مریم الا رسول قد خلت من‏ قبله الرسل و امه صدیقة کانا یأکلان الطعام » (سوره مائده، آیه 75)
ترجمه: مسیح بن مریم جز پیامبر نیست که پیش از او نیز پیامبرانی زیست کرده‏اند، و مادر او صدیقه (راستین) است که هر دو غذا می‏خوردند.

حضرت زهرا نیز صدیقه این امت است. درباره هر دو «بتول عذرا» گفته شده است.

  • از جهت مدت حمل
شباهت دیگر بین حضرت عیسی و امام حسین، در مدت حمل است.

در حدیث است (نفس المهموم، ص 6، و بحار، جلد دهم، باب 11 ) که مدت حمل سیدالشهداء شش ماه طول‏ کشید و هیچکس شش ماهه متولد نشد که در عین حال بماند مگر حسین و عیسی‏ علیهما السلام.

در حدیث دیگری آمده است که آیه زیر اشاره است به سیدالشهداء:
«و وصینا الانسان بوالدیه‏ احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنة قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت‏ علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضیه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت‏ الیک و انی من المسلمین» (سوره احقاف، آیه 15)

ترجمه: و به انسان سفارش کردیم به پدر و مادرش‏ نیکی کند که مادرش با زحمت دوران بارداری و وضع حمل او را گذراند، و دوران‏ بارداری و شیرخوارگی وی سی ماه به طول انجامید تا اینکه به حد بلوغ و رشد خود رسید و چهل ساله شد. گفت: پروردگار من! مرا الهام ده تا نعمتی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‏ای سپاس گزارم و عملی شایسته کنم که‏ مورد پسند تو باشد، و فرزندان مرا صالح گردان، همانا من به درگاهت تو به می‏کنم و من از مسلمانان هستم.

عیسی‏ «برا بوالدتی» بود و حسین «وصینا الانسان بوالدیه احسانا». عیسی گفت: « انی عبدالله»؛ درباره حسین نازل شد:« انی من المسلمین».

«عمرو بن سعید بن عاص اشدق» حاکم مکه نامه‏ای نوشت به سید الشهدا و او را از نفاق و درگیری پرهیز داد.

حضرت در جواب نامه‏اش نوشت: «لم‏ یشاقق الله و رسوله من دعا الی الله و عمل صالحا و قال انی من المسلمین»
ترجمه: کسی که به سوی خدا می‏خواند و عمل شایسته می‏کند و می گوید من از مسلمانانم، با خدا و رسول نزاع نکرده است.

این سخن اشاره است به این آیه کریمه: «و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحا و قال اننی من المسلمین» (سوره فصلت، آیه 33)
ترجمه: و چه کسی خوش گفتارتر است از آنکس که به‏ سوی خدا می‏خواند و عمل شایسته می‏کند و گوید که من از مسلمانانم.

در باب حمل عیسی نه ساعت و نه روز هم گفته شده است.

  • از جهت نحوه حمل
ضمنا شباهتی هم در نحوه حمل و وضع هست که هر دو کرها بوده است؛ اما مریم به خاطر اینکه فرشته بر او ظاهر شد و مریم گفت: انی اعوذ بالرحمن ‏منک ان کنت تقیا (من از تو به خدا پناه می برم اگر پرهیزکار باشی) و گفت: یا لیتنی مت قبل هذا (ای کاش قبل از این مرده بودم.)

و حضرت زهرا به واسطه اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده بود که «فرزند او» کشته خواهد شد، و چون به حضرت گفته شد که ائمه معصومین علیهم السلام از ذریه او خواهند بود، راضی شد.

در باب حمل حضرت سیدالشهدا اگر تولد آن حضرت در سوم شعبان و تولد امام حسن مجتبی علیه السلام در نیمه رمضان باشد، ممکن نیست آنچه در بعضی روایات رسیده که فاصله آنها شش ماه و ده روز است درست بیاید. شش ماه و ده روز، با روایاتی منطبق است که تولد حضرت را در آخر ربیع‏ الاول ذکر کرده.

  • از جهت مبارک بودن
همچنین در زمینه مبارک بودن نیز بین این دو شباهت وجود دارد.

عیسی علیه السلام می فرماید: «و جعلنی مبارکا» ترجمه: مرا مبارک قرار داد.

و درباره امام حسین نیز آمده است: « و جعل الشفاء فی تربته و الاجابة تحت قبته و الائمة فی ذریته »
ترجمه: خداوند شفا را در تربت او و اجابت دعا را زیر بارگاه او و ائمه معصومین علیهم السلام را از نسل وی قرار داده است.

منبع: حماسه حسینی 2 صفحه 145 تا 147


نوشته شده توسط ستاره باران در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت | لینک ثابت |

دعا
 

                                                                        چرا دعا می کنیم

                             

                           برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید       


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت | لینک ثابت |

عید غدیر خم

                                                                    

عید غدیر؛ روز ولایت مبارک

عید غدیر تداوم «رسالت محمــد (ص)» در «ولایت علــی(ع)»

                                                  

 

«خدايا، چنانكه اين روز را بزرگترين عيد خود قرار دادى، [آن را] در آسمان روز پيمان و در زمين روز ميثاق و جمع مورد بازپرسى نام نهادى، بر محمد و آل محمد(ص) درود فرست و چشمان ما را بدان روشن فرما».

تقدير الهى بر اين قرار گرفت كه «غدير» به ابديت‏بپيوندد، و جلوه‏اى از آيات الهى و تجسمى از تاريخ جاودانه اسلام شود. گويا «بركه خم‏» به پاس ساليان طولانى خزانه‏دارى بارانهاى رحمت الهى و آبرسانى به زائران حرم، اينك بايد پايگاه ريزش كلام الهى و قله كمال دين شود. غدير ديگر بركه‏اى كم‏آب نيست كه به آبهاى سرزمين «رابغ‏» نيازمند باشد. بلكه در پرتو آن فروغ آسمانى، خود به چشمه‏سار زمزم و كوثر پيوسته، آب گواراى عدالت و پاكى از مولود كعبه و فرزند «زمزم‏» و «صفا» گرفته است. غدير از هنگامى كه نظاره‏گر جلوه زيباى وصايت و جانشينى على - عليه السلام - بر دستان پر مهر و سراسر رحمت‏خاتم رسولان(ص) شد، ديگر نقطه‏اى پست در جغرافياى جحفه نيست، پرچم عدالت علوى است كه بر بام بلند تاريخ افراشته شده است. غدير اينك بزرگترين و دل‏انگيزترين هديه آسمان «امامت‏» را به آدميان ارزانى مى‏دارد. بدين‏گونه غدير، سرزمينى مقدس شد و روز هجدهم ذى‏حجه بزرگترين عيد اسلامى; و چنان شد كه امام صادق - عليه السلام - در باره‏اش فرمود: «و ان يوم غدير خم بين الفطر و الاضحى و الجمعة كالقمر بين الكواكب‏» روز غدير خم در ميان اعياد «فطر» و «قربان‏» و «جمعه‏»، بسان ماه در ميان ستارگان، مى‏درخشد. (2) در اين نوشتار بر «عيدك الاكبر»، كه در دعاى روز غدير آمده است، درنگ مى‏كنيم; و عيد بودن اين روز بزرگ را در سنت پيامبر و عترت معصومش جويا مى‏شويم و مشاهده مى‏كنيم كه شيعه در برگزارى جشن غدير، بسان ديگر معتقدات خويش، پايبند وحى الهى و سر سپرده سنت رسول گرامى(ص) است.

عيد غدير، سنت نبوى

زنده نگهداشتن شعائر الهى رسالتى است كه مرزبانان عقيده و ايمان همواره بر آن تاكيد داشته‏اند. چرا كه تقواى دلها و پاكى جانها در گرو بزرگداشت آن است، در قرآن كريم مى‏خوانيم: «و من يعظم شعائر القلوب فانها من تقوى القلوب‏». (3) جوامع بشرى نيازمند يادآورى و حضور دايم هويت‏هاى فرهنگى و اصالتهاى معنوى است. رسول گرامى اسلام در اين امر پيشقدم شد و با عمل خويش راه جامعه اسلامى را روشن ساخت. يكى از دلائل عيد بودن غدير، حديث «هنئونى‏» است.

اين حديث در منابع اهل سنت نيز با اسناد و عبارات مختلف ذكر شده است. بزرگانى چون احمد ابن‏حنبل، پيشواى حنبليان، در صفحه 281، جلد چهارم مسند، و حافظ ابوجعفر محمد ابن‏جرير طبرى در صفحه 428 جلد سوم تفسير خويش، از اين روايت‏ياد كرده‏اند در نقل حافظ ابو سعيد چنين آمده است: «ثم قال النبى(ص) هنئونى هنئونى، ان الله تعالى خصنى بالنبوة و خص اهل بيتى بالامامة;» پيامبر گرامى فرمود: به من تبريك بگوييد، به من تبريك بگوييد، زيرا خداوند مرا به پيامبرى و اهل بيتم را به امامت ممتاز ساخته است. (4)

در روايت ديگرى يكى از مورخين اهل سنت پس از ذكر حديث غدير چنين آورده است: ثم جلس رسول الله(ص) فى خيمة تخص به و امر اميرالمؤمنين(ع) ان يجلس فى خيمة اخرى و امر اطباق الناس بان يهنئوا عليا - عليها السلام -; سپس رسول گرامى(ص) در خيمه مخصوص خويش نشست و به اميرمؤمنان(ع)دستور داد كه در خيمه ديگرى بنشيند و به مردم فرمان داد تا به حضور على - عليه السلام - رسيده، به آن حضرت تبريك بگويند.

اين مورخ سپس مى‏نويسد: ولما فرغ الناس امر رسول الله(ص) امهات المؤمنين بان يسرن اليه و يهنئنه ففعلن; بعد از متفرق شدن مردم، پيامبر(ص) به همسران خويش دستور داد كه به سوى على - عليه السلام - رفته، به آن حضرت تبريك بگويند، آنان نيز اطاعت كردند. (5)

دليل ديگرى كه بيانگر عيد بودن روز غدير در سنت پيامبر گرامى اسلام است‏خطبه‏اى است كه اميرمؤمنان على - عليه‏السلام - در روز عيد غدير ايراد كرده است.

در اينجا قسمتى از آن را، كه به وسيله يكى از غديرشناسان معاصر ترجمه شده است. مى‏آوريم: امام رضا(ع) از پدران خويش نقل مى‏كند كه در روزى از روزهاى خلافت على - عليه السلام - جمعه و غدير به يك روز افتاده بود. امام در آن روز خطبه‏اى عجيب خواند و توحيدى شگفت گفت. آن حضرت در بخشى از سخنان خويش چنين فرمود: «ان الله تعالى جمع لكم معشر المؤمنين فى هذا اليوم عيدين عظيمين كبيرين لا يقوم احدهما الا بصاحبه...; خداى - عزوجل - در اين روز براى شما دو عيد فراهم كرد; دو عيد بزرگ كه يكى از اين دو جز به آن ديگرى استوار نتواند بود».

سپس آن حضرت به داستان غدير اشاره فرمود و ويژگيهاى روز غدير را چنين برشمرد: ان هذا يوم عظيم الشان فيه وقع الفرج و رفعت الدرج هو يوم الايضاح و الافصاح من المقام الصراح و يوم كمال الدين و يوم العهد المعهود و يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود...; همانا امروز، روزى بس بزرگ است. در اين روز گشايش در رسيد، منزلت كسان كه شايسته بودند بلندى گرفت و برهان خدا روشن شد. آرى، امروز روز روشن كردن حق و از مقام پاك «رهبر معصوم‏» به صراحت و «نص‏» سخن گفتن است، امروز روز كامل شدن دين است، امروز روز عهد و پيمان است، امروز روز گواهى و گواهان است، امروز روز نماياندن بنيادهاى نفاق و انكار است. حضرت در آخر خطبه مى‏فرمايد: و اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهانؤ النعمة فى هذا اليوم و ليبلغ الحاضر الغائب...

امرنى رسول الله(ص) بذلك، چون به يكديگر رسيديد، همراه سلام، مصافحه كنيد و نعمتى را كه در اين روز نصيبتان شده است‏به يكديگر تبريك بگوييد. بايد اين سخنان را آن كه بود و شنيد به آن كه نبود و نشنيد برساند و بايد توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعيفان; پيامبر(ص) مرا به اين چيزها امر كرده است. (6)

اينجاست كه به اهميت اين روز تاريخى و بزرگ بيشتر واقف مى‏شويم; روزى خجسته و مبارك كه پيامبر(ص) به بزرگداشت آن دستور داده، آن را وظيفه همگانى نسلها برشمرده و خطابه و بزرگداشت اين روز از جانب على - عليه السلام - در همين راستاست.

معصومين و بزرگترين عيد اسلامى

امام صادق(ع) از پدران خويش نقل مى‏كند كه، پيامبر(ص) فرمود: «يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على ابن‏ابيطالب علما لامتى يهتدون به من بعدى; روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است; و آن روزى است كه خدا مرا به جانشينى على - عليه السلام - دستور داد تا نشانه‏اى براى امت من باشدو به وسيله او هدايت‏شوند. (7)

در روايت ديگرى امام صادق(ع) در پاسخ اين پرسش كه آيا براى مسلمين عيدى غير از فطر و قربان هست فرمود: آرى، عيدى است كه بزرگترين و شريفترين عيدهاست و آن روزى است كه امير مؤمنان به جانشينى پيامبر منصوب شد. (8) علاوه بر اين از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: هو عيد الله الاكبر و ما بعث الله عز و جل نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم; روز غدير خم بزرگترين عيد الهى است و خداوند متعال پيامبرى را مبعوث نكرد مگر اينكه اين روز را عيد گرفت. (9)

با توجه بدين حقايق در دعا و نيايشى كه در اين روز ذكر شده است، مى‏خوانيم: اللهم فكما جعلته عيدك الاكبر... صل على محمد و آل محمد; خدايا، چنانكه اين روز را بزرگترين عيد خود قرار دادى، بر محمد و آل محمد درود فرست. (10)

اولياى الهى و معصومين - عليهم السلام - اين روز را پاس مى‏داشتند و برنامه‏هايى براى بزرگداشت آن تدارك مى‏ديدند، كه دو نمونه از آن را ياد آور مى‏شويم:

الف) مراسم اطعام از جانب امام مجتبى عليه السلام‏مرحوم علامه مجلسى(ره) مى‏نويسد: روز عيد غدير با جمعه مصادف شده بود. امام على - عليه السلام - خطبه جمعه خواند و سپس حضرت با فرزندان و شيعيانش به منزل امام حسن - عليه السلام - جهت اطعامى كه امام حسن برايشان تدارك ديده بود، رفت. (11)

ب) فياض بن‏محمد بن‏طوسى كه به سال‏259 هجرى سخن مى‏گفت مى‏گويد: در يكى از سالها خدمت امام رضا - عليه السلام - رسيدم، ديدم امام رضا - عليه السلام - دوستان خويش را براى غدا خوردن نگه داشته و به خانه‏هاى آنان نيز طعام، هديه، لباس و حتى انگشتر و كفش فرستاده است، آن بزرگوار وضعيت‏خدمتكاران و دوستانش را تغيير داده بودو با وسايلى، غير از آنچه در روزهاى پيشين بود، از مهمانانش پذيرايى مى‏كرد. (12)

چرا غدير، عيد است؟

آيات قرآن كريم و گفتار معصومين - عليهم السلام - بيانگر عظمت و جايگاه رفيع امامت در اعتقادات اسلامى است. با نگاهى به آيات غدير مى‏توان بخوبى رمز عيد بودن اين روز را دريافت‏بخشى از اشارات قرآن كريم و معصومان در اين باره چنين است:

الف) امامت مكمل تبليغ رسالت الهى است.

به اتفاق شيعيان و به نقل بسيارى ازاهل سنت آيه شريف تبليغ جهت انتصاب على - عليه السلام - به جانشينى رسول گرامى(ص) نازل شد. اين نكته هنگامى بود كه ترس آشوب بود و احتمال تفرقه‏افكنى از جانب منافقين و افراد سست‏ايمان وجود داشت. وحى الهى به همه اين نگرانيها خاتمه داد و با تاكيد بر اهميت موضوع، حفظ رسول گرامى(ص) از توطئه‏ها را نويد داد و فرمود: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس; اى پيامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شده به مردم برسان كه اگر نرسانى تبليغ رسالت و اداى وظيفه نكرده‏اى و خدا تو را از [آزار] مردمان محفوظ خواهد داشت. (13)

علامه امينى 30 منبع از مدارك اهل سنت را برمى‏شمارد كه همه آنها اين آيه را با معرفى ولايت اميرمؤمنان على - عليه السلام - در ارتباط دانسته‏اند. جلال الدين سيوطى شافعى در تفسير در المنثور، تفسير فخرالدين رازى شافعى در شمار اين منابع جاى دارند. (14)

نكته‏اى كه از دقت در آيه، با استفاده از جمله «فما بلغت رسالته‏» مى‏توان فهميد اين است كه امامت در حدى از منزلت است كه عدم معرفى آن با انجام ندادن وظيفه رسالت مساوى است.

ب) امامت مايه تكميل دين است

دين مجموعه قوانين الهى است كه براى اجراى آن به فردى كه بتواند با تكيه بر دو عنصر ايمان و آگاهى موجب اجراى آن شود، نياز دارد. دين كامل دينى است كه اين امر را از قبل پيش‏بينى كرده، براى آن برنامه داشته باشد. از اين رو وقتى كفار احساس كردند با فوت عبدالله فرزند پيامبر گرامى(ص) جانشينى براى استمرار راهش وجود ندارد آن بزرگوار را «ابتر» و كارش را ناقص قلمداد كردند. (15)

بعد از انتصاب على(ع)، اين آيه نازل مى‏شود و مى‏فرمايد «اليوم اكملت لكم دينكم‏» امروز دين شما را كامل كردم. (16) امامت در جهت‏بيان احكام تكميل‏كننده دين است; زيرا به مقتضاى روايتى، كه از طريق شيعه و اهل سنت نقل شده و پيامبر گرامى فرمود: من شهر علم هستم و على در آن شهر. هر كه خواستار ورود به شهر حكمت است‏بايد از راه على(ع) واردشود. (17)

امامت در جهت اجراى صحيح برنامه‏هاى دينى نيز تكميل‏كننده دين است. از اين رو پيشوايان پنجگانه اهل سنت مانند مسلم، مالك، بخارى، نسايى و ترمذى مى نويسند: وقتى طارق ابن‏شهاب، از اهل كتاب، در مجلس خليفه دوم گفت: اگر آيه «اكمال‏» در دين ما نازل مى‏شد آن را عيد مى‏گرفتيم. (18) كسى بر او خرده نگرفت و عمر با سكوت خود آن را مورد قبول قرار داد.

ج) امامت عامل ياس دشمنان اسلام است.

آيه سوم سوره مائده نيز در باره انتصاب على - عليه السلام - در غدير خم نازل شده است; «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون‏» امروز كافران از اينكه به دين شما دستبرد زنند و اختلالى رسانند طمع بريدند پس شما از آنان بيمناك نشويد. (19)

اين آيه نشان مى‏دهد كه روز تكميل دين و روز ياس و نوميدى دشمنان اسلام يكى است. علامه طباطبايى مى‏نويسد: صحابه و تابعان و آنها كه بعد از آنان آمده‏اند، همگى اتفاق دارند كه اين دو آيه مرتبط هستند و هر يك تكميل‏كننده معناى ديگرى است. و اين نيست مگر بدان سبب كه هر دو با هم نازل شده، يك معنا را مى‏رسانند. (20)

از آنچه گفته شد نتيجه مى‏گيريم كه بايد اين روز را عيد شمرد; زيرا خداوند متعال چنان بدان اهميت داده است كه آن را موجب اكمال دين، تبليغ رسالت و نوميدى دشمنان اسلام دانسته است تا خود يادى از «ايام الله‏» باشد و فرموده است: و ذكرهم بايام الله; روزهاى خداوندى را بدانان يادآورى كن. (21)

د) امامت ضامن استمرار وحدت اسلامى است

قرآن كريم، آنجا كه از دعاى حضرت عيسى و درخواست نزول مائده آسمانى سخن به ميان مى‏آورد، از عيد بودن آن براى نسلهاى آينده و گذشته ياد مى‏كند و مى‏فرمايد: «اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك; پروردگارا، بر ما از آسمان مائده‏اى فرست تا اين روز براى ما و كسانى كه پس از ما مى‏آيند عيد شود». (22)

چنانكه ملاحظه مى‏شود حضرت عيسى نزول اين مائده و عيد شدن آن را براى اين مى‏خواهد كه براى هميشه مايه افتخار و عزت جامعه دينى شود و بتواند حبل‏المتين و نقطه وحدت آنان باشد; وحدتى كه يكى از علتهاى بعثت پيامبران شمرده شده است، و راز و حكمت عيد شمردن نيز در همين راستاست تا جامعه اسلامى مائده آسمانى امامت و وصايت را پاس دارند و آن را به عنوان نقطه مركزى حل اختلافات خويش بپذيرند و اين است رمز كلام باقر العلوم آل محمد (علهيم السلام) كه فرمود «و لم يناد بشى‏ء ما نودى بالولاية يوم الغدير; در ميان احكام اسلامى هيچيك به اندازه ولايت روز غدير مهم شمرده نشده است‏». (23)

پی نوشتها:

1- بحارالانوار (چاپ ايران)، ج 95، ص 320.

2- همان، ج 95، ص‏323.

3- حج، 32.

4- الغدير، ج 1، ص 274.

5- الغدير، ج 1، ص 271.

6- بحارالانوار، ج 94، ص 118.

7- همان، ص 110.

8- همان، ص 111.

9- همان، ج 95، ص‏303.

10- همان، ص 320; مفاتيح الجنان، اعمال روز عيد غدير.

11- همان، ج 94، ص 118.

12- همان، ص 112 و ج 95، ص 322.

13- مائده،67.

14- درالمنثور، سيوطى، دارالكتب العلمية، ج 2، ص‏457; تفسير فخررازى، ج 12، ص‏49.

15- ر.ك تفسير مجمع‏البيان، ج 5، تفسير سوره كوثر;

16- مائده،3.

17- الغدير، ج‏6، ص 61-77.

18- الغدير، ج 1، ص‏283.

19- سوره مائده،3.

20- الميزان، ج 5، ص‏179.

21- دارالكتب العلميه‏»

22- ابراهيم، 5.

23- اصول كافى، ج 2، ص 21، باب‏دعائم‏الاسلام،حديث‏8.


نوشته شده توسط ستاره باران در شنبه هشتم دی 1386 ساعت | لینک ثابت

عید قربان

« به راه محبوب... »

ابراهيم وحشت‏زده از خواب بيدار شد، مى‏دانست كه خواب پيامبران واقعيت دارد و از وسوسه‏هاى شيطانى دور است، اما با اين حال دو شب ديگر(1) همان خواب تكرار شد كه تاكيدى بر لزوم اين امر و فوريت آن بود.                

ابراهيم كه بارها از امتحانهای دشوار سرافراز بيرون آمده بود، اين بار نيز بايد دل به دريا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد و فرزندى را كه يك عمر در انتظارش بوده و اكنون نوجوانى برومند شده است، با دست خود قربانی کند!(2) ولى بايد قبل از هر چيز فرزند را آماده اين كار كند؛ لذا رو به سوى او كرد و گفت: "... فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم، بنگر نظر تو چيست؟!" (3)

فرزندش كه نسخه‏اى از وجود پدر ايثارگر خود بود، با آغوش باز و از روى طيب خاطر از اين فرمان الهى استقبال كرد و با صراحت و قاطعيت گفت: "... پدرم هر دستورى به تو داده شده است، اجرا كن..."(4)

و از ناحيه من فكر تو راحت باشد كه " به خواست خدا، مرا از صابران خواهى يافت."(5) ...

از يك سو پدر با صراحت مساله ذبح را با فرزند 13 ساله مطرح مى‏كند و از او نظرخواهى مى‏كند. براى او شخصيت مستقل و آزادى اراده قائل مى‏شود. ابراهیم هرگز نمى‏خواهد فرزندش را بفريبد و كوركورانه به اين ميدان بزرگ امتحان دعوتش كند، بلکه مى‏خواهد فرزندش نيز در اين پيكار بزرگ با نفس، شركت جويد و لذت تسليم و رضا را همچون پدر بچشد. از سوى ديگر فرزند هم مى‏خواهد پدر در عزم و تصميمش راسخ باشد. لذا نمى‏گويد مرا ذبح كن، بلكه مى‏گويد هر ماموريتى که دارى انجام ده، من تسليم امر و فرمان او هستم، و مخصوصا پدر را با خطاب "يا ابت!" (اى پدر!) مخاطب مى‏سازد، تا نشان دهد اين مساله از عواطف فرزندى و پدرى سر سوزنى نمى‏كاهد، اما فرمان خدا حاكم بر همه چيز است.

و به اين ترتيب هم پدر و هم پسر نخستين مرحله اين آزمايش بزرگ را با پيروزى كامل مى‏گذرانند.

اما امتحان ابراهيم يكى از بزرگترين امتحانات در طول تاريخ بود، امتحانى كه هدفش اين بود که قلب او را از مهر و عشق غير خدا تهى كند و عشق الهى را در سراسر قلب او پرتوافكن سازد. لذا طبق بعضى از روايات شيطان به دست و پا افتاد تا كارى كند كه ابراهيم از اين ميدان پيروزمند بيرون نيايد؛ گاه به سراغ مادرش "هاجر" آمد و به او گفت مى‏دانى ابراهيم چه در نظر دارد؟ مى‏خواهد فرزندش را امروز سر ببرد! هاجر گفت: برو؛ سخن محال مگو كه او مهربانتر از اين است كه فرزند خود را بكشد، اصولا مگر در دنيا انسانى پيدا مى‏شود كه فرزند خود را با دست خود ذبح كند؟

شيطان به وسوسه خود ادامه داد و گفت: او مدعى است خدا دستورش داده...

هاجر گفت: اگر خدا دستورش داده پس بايد اطاعت كند و جز رضا و تسليم راهى نيست!! گاهى به سراغ "فرزند" آمد و به وسوسه او مشغول شد؛ اما از آن هم نتيجه‏اى نگرفت، چون اسماعيل را يك پارچه تسليم و رضایت يافت.

سرانجام به سراغ" پدر" آمد و به او گفت ابراهيم! خوابى را كه ديدى خواب شيطانى است! اطاعت شيطان مكن! ابراهيم كه در پرتو نور ايمان و نبوت او را شناخت بر او فرياد زد: دور شو اى دشمن خدا. (6)

سرانجام لحظه‏هاى حساسى فرا رسيد؛ فرمان الهى بايد اجرا مى‏شد... ابراهيم كه مقام تسليم فرزند را ديد، او را در آغوش كشيد و گونه‏هايش را بوسه داد و هر دو در اين لحظه به گريه افتادند؛ گريه‏اى كه بيانگر عواطف و مقدمه شوق لقاى خدا بود.

قرآن همين اندازه در عبارتى كوتاه و پر معنى مى‏گويد:" هنگامى كه هر دو تسليم و آماده شدند و ابراهيم جبين فرزند را بر خاك نهاد ..."(7)

به هر حال ابراهيم صورت فرزند را بر خاك نهاد و كارد را به حركت در آورد و با سرعت و قدرت بر گلوى فرزند گذارد؛ در حالى كه روحش در هيجان فرو رفته بود و تنها عشق خدا بود كه او را در مسيرش بى ترديد پيش مى‏برد. اما كارد برنده در گلوى لطيف فرزند كمترين اثرى نگذارد! ...

ابراهيم در حيرت فرو رفت؛ بار ديگر كارد را به حركت در آورد، ولى باز كارگر نيفتاد. آرى ابراهيم" خليل" مى‏گويد: ببر! اما خداوند" خليل" فرمان مى‏دهد: نبر! و كارد تنها گوش بر فرمان او دارد...

اينجا است كه قرآن با يك جمله كوتاه و پر معنى به همه انتظارها پايان داده، مى‏گويد:" در اين هنگام او را ندا داديم كه اى ابراهيم، آنچه را در خواب ماموريت يافتى انجام دادى، ما اينگونه نيكوكاران را جزا و پاداش مى‏دهيم"(8)

هم به آنها توفيق پيروزى در امتحان مى‏دهيم و هم نمى‏گذاريم فرزند دلبندشان از دست برود، آرى كسى كه سر تا پا تسليم فرمان ما است و نيكى را به حد اعلا رسانده جز اين پاداشى نخواهد داشت.

سپس مى‏افزايد:" اين مسلما امتحان مهم و آشكارى است."(9)

اینجاست که در بعضى از روايات آمده است هنگامى كه اين كار انجام گرفت، جبرئيل (از روى اعجاب) صدا زد:" اللَّه اكبر"،" اللَّه اكبر"! ...

و اسماعیل صدا زد:" لا اله الا اللَّه، و اللَّه اكبر! ..."

و ابراهیم نيز گفت:" اللَّه اكبر و للَّه الحمد".(10) و اينها شبيه تكبيراتى است كه ما روز عيد قربان مى‏گوئيم.

اما براى اينكه برنامه ابراهيم ناتمام نماند و در پيشگاه خدا قربانى كرده باشد و آرزوى ابراهيم برآورده شود، خداوند قوچى بزرگ فرستاد تا به جاى فرزند قربانى كند و سنتى براى آيندگان در مراسم" حج" و سرزمين "منى" از خود بگذارد، چنان كه قرآن مى‏گويد:" ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم."(11) ....

باید مطمئن باشیم که وسوسه‏هاى شيطان در ميدانهاى بزرگ امتحان نه از يك سو كه از جهات مختلف صورت مى‏گيرد، هر زمان به رنگى؛ ولی این ما هستیم که بايد همانند ابراهيم، شيطان را در همه چهره‏ها بشناسیم و از هر راهی که بخواهد وارد شود، راه را بر او ببندیم و سنگسارش كنیم...

 

(برگرفته از تفسیر نمونه، تألیف آیت الله مکارم شیرازی)

 

 خجسته عید بزرگ الهی

عید پاکبازی در راه محبوب و هنگامه اثبات عشق به معشوق

عید سعید قربان

را به تمامی مسلمین به خصوص شما دوست گرامی

تبریک و تهنیت می گوید.

 


نوشته شده توسط ستاره باران در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت | لینک ثابت |

تاریخچه پرده خانه خدا
 

            نگاهی به تاریخچه پرده خانه خدا

                                                         

 
لطفا برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید

       
 

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره باران در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت | لینک ثابت |

شهادت امام جواد ع

مناسبت نامه


 بسمه تعالی

در ميان امامان ما ، سه بزرگوارند که در سن کودکي به امامت رسيده اند : اولي شان امام جواد (عليه السلام ) هستند که در سن 8 يا 9 سالگي ، بعد از شهادت پدر بزرگوارشان به امامت رسيدند . دومين آنها حضرت امام هادي ( عليه السلام ) امام دهم  بودند که در سن 6 يا 8 سالگي متصدي امر امامت شدند و سوم حضرت امام حجة بن الحسن العسکري (عج ) مي باشند که ايشان هم در سن 5 سالگي حامل منصب امامت گرديدند .

ما که پيرو مکتب قرآن هستيم اين مطلب هيچ استبعادي ندارد (هرگز دور از ذهن نيست ) ، ما در قرآن مي خوانيم که حضرت مسيح ، عيسي بن مريم طفل نوزادي بوده که به نبوت رسيده است :

 « قال اني عبدالله آتاني الکتاب و جعلني نبيا » ( سوره مريم آيه 30 )

وقتي که خداوند به طفل نوزادي شايستگي مقام نبوت داده باشد چه استبعادي دارد که به کودک 5 و 8 و 9 ساله هم شايستگي مقام امامت داده باشد ؟

علاوه بر اين بينش قرآني ، هنگامي که در زندگاني اين امامان همام بيشتر تأمل مي نمائيم ، مؤيدات فراواني را در اثبات مقام امامت آن بزرگواران مي يابيم که خود حکايت از انتصاب الهي امام و اتصال او با سرچشمه علوم الهي و معادن حکمت رباني دارد . به عنوان نمونه هنگامي که مأمون مورد طعن و سرزنش بني عباس در مورد امام محمد تقي (عليه السلام ) واقع گشت ، تصميم بر آن شد تا آن حضرت را در مجلسي مورد آزمايش قرار دهند  و فقيهي خبره از ميان فقهاي اهل تسنن را مأمور نمايند تا ميزان تسلط امام بر فقه را بيازمايد. براي اين امر ، يحيي بن اکثم که در آن زمان در منصب قضاوت نشسته بود ، انتخاب شد . هنگامي که مجلس آراسته شد و بزرگان در آن حضور يافتند ، مأمون امام را نيز در آن جلسه حاضر نمود . در اين هنگام يحيي شروع به سؤال کرد و يکي از مسائل فقهي حج رامطرح نمود و نظر امام را جويا شد . آن بزرگوار در جواب ابتدا شرايط متفاوتي را که اين مسأله در آن شرايط مي تواند واقع گردد، مطرح نمودند و از يحيي بن اکثم خواستند که تعيين نمايد مسأله در کدام شرايط به وقوع پيوسته است . يحيي که هرگز انتظار اين امر و سؤال امام را نداشت از يکسو از ميزان تسلط امام بر دقائق فقهي شگفت زده گشته بود و از سوي ديگر در تعيين شرايط وقوع حکم درمانده بود ؛ چرا که هرگز پيش لز اين بدانها  نينديشيده بود .

در اين هنگام بود که بزرگان حاضر در مجلس انگشت حيرت در برابر عظمت علمي امام جواد (عليه السلام ) ، به دندان گزيدند و نه تنها بدين ترتيب به مقام علمي آن بزرگوار آگاه گشتند بلکه ميزان تسلط خارق العاده امام  را نيز ستودند. هنگامي که کار بدين جا منتهي گشت ، مأمون از امام تقاضا نمود تا خود حکم را در شرايط گوناکون وقوعش بيان دارند و امام (عليه السلام ) نيز حکم هر کدام از حالات مختلف را به تفصيل بيان فرمودند . ( مشروح اين مجلس مأمون در کتاب احتجاج طبرسي و ساير کتب ذکر گرديده است)

29 ذيقعده  سالروز شهادت مظلومانه اين امام همام را به محضر مبارک امام عصر (عج) ، تمامي مسلمانان جهان و شما دوست گرامي تسليت عرض مي نمائيم .


نوشته شده توسط ستاره باران در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت | لینک ثابت

بستن كراوات و پاپيون
بستن كراوات و پاپيون از نظر شرعي چه حكمي دارد؟

                                   


پاسخ:آنچه كه در اسلام حرام است اين است كه مسلمان خود را چه از نظر پوشش و چه از نظر آرايش شبيه كافران و به نشانه هاي غيرمسلمانان درآورد كه هركس او را با اين پوشش و آرايش ببيند وي را جزو آن ها بشمارد و چون در حال حاضر بستن كراوات و امثال آن در عرف جامعه ما شبيه شدن به فرهنگ غيراسلامي و به خصوص غرب مي باشد اين موضوع از مراجع استفتا شده و آنان اين گونه پاسخ داده اند.
حضرت آيت  الله خامنه اي:علي الاحوط از پوشيدن كراوات اجتناب شود.
حضرت آيت  الله سيستاني:استفاده از كراوات اگر مستلزم مفسده باشد حرام است.
حضرت آيت  الله وحيد خراساني:آنچه كه تشبه به كفار باشد جايز نيست.
حضرت آيت  الله مكارم شيرازي:بهتر است از كراوات استفاده نشود و اگر جنبه اشاعه فرهنگ كفار را داشته باشد اشكال دارد.
آيت  الله فاضل لنكراني (ره):بهتر آن است كه مسلمانان از مثل كراوات اجتناب كنند.
حضرت آيت  الله صافي گلپايگاني:سزاوار نيست مسلمين از كراوات استفاده كنند، بلكه احتياط ترك استفاده از آن است.
حضرت آيت  الله بهجت:جايز نيست.
مأخذ: (مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج١ )


نوشته شده توسط ستاره باران در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت | لینک ثابت |

میلاد رضا
   میلاد با سعادت هشتمین اخترتابناک امامت و ولایت حضرت امام رضا ع برهمگان مبارکباد

     مانیا پل اتصال شما است به حرم مطهر به صورت آنلاین از این طریق به حرم امام هشتم  وصل

     شوید بصورت ۲۴ ساعته با یک کلیک قسمت زرد رنگ نوشته زیر التماس دعا رضا

                                    امشب شب تولد منم است رضا

                  برای دیدن پخش زنده حرم مطهر کلیک کنید  روی نوشته

                                                 

      برای دیدن پخش زنده حرم مطهر کلیک کنید روی نوشته کلیک زرد

               زندگاني امام رضا(ع)                

نام : علی

لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر

 

 

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

 

 

زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين  حال مرتبط با هم دارد:

اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏  هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين  دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به  روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

 

 

حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام

دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».

گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».

حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.

در چن